محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
140
اكسير اعظم ( فارسى )
شديد نكنند كه آن تغليظ ماده كند و تب طول نمايد و اورام پيدا كند . [ سعيد ابن هبة الله ] سعيد ابن هبة الله گويد كه چون حدوث اين تب از سخونت مزاج و خروج او در حرارت و يبوست و امتلاى بدن از صفرا بود واجب است كه علاج او به استفراغ مادهء زائدهء عفنه و تبريد مزاج و ترطيب آن نمايند پس بدين سبب لازم است كه ابتدا بتلئين طبيعت به آب آلو و آب تمر هندى به شيرخشت و آب انارين بشحم آنها با شكر يا بشربت ورد مكرر به سكنجبين و برف و گلاب كنند . و اگر التهاب شديد باشد و قوت قوى و امتلا بسيار بود و حال به فصد اقتضا كند فصد مريض در روز راحت نمايند و روز دوره بر استعمال مبردات مثل ماء الشعير قبل دوره به چهار ساعت اقتصار كنند تا مريض آن را قى نكند و مزاج او حدت نپذيرد و بعد آن سكنجبين و آب انار به آب سرد بنوشانند و در زمان لرزه آب انار چاشنىدار و آب تمر هندى بدهند و در زمانهء التهاب و شدت عطش شيره تخم خرفه و ماء القرع به سكنجبين شكرى و لعاب اسبغول به آب انار و جلاب بنوشانند و آخر روز ماء الشعير بدهند و در شب استكثار مبردات كنند و سحرگاه قرص كافور به سكنجبين خورانند . و اگر قوت ضعيف باشد در روز راحت غذا به مزوره سازند . و اگر قوت بسيار ضعيف و خون حدوث غشى در روز دوره باشد قبل نوبت اندك از مغز نان مبلول به آب انار ترش بخورانند . و اگر قى زياده شود رب بهى يا رب غوره دهند . و اگر عرق كثرت نمايد قطع آن بمالش روغن مورد كنند . و اگر خلفه اسراف نمايد قرص طباشير قابض به آب سيب استعمال كنند و شيره اناردانه برب بهى نوشانند و تبريد معدهء او به آب سماق و گلاب كنند پس اگر علامات نضج ظاهر شود در حمام داخل كنند و بر سر مريض آب شيرين معتدل الحرارت نطول سازند . و چون تب مفارقت كند از بچهء مرغ كوچك به آب غوره يا به آب انار يا به آب انبرباريس غذا سازند و بدعت و سكون امر نمايند . [ ابو منصور ] ابو منصور گويد كه جوانى را ديدم كه آن را حماى غب بود چون نوبت چهارم آيد بايستاد و در وقتى كه مفارقت مىكرد جدا نشد و اعراض او در افزايش شروع كرد پس مبادرت به فصد او كردم و در دو دفعه خون او بسيار برآوردم و تب منقلع شد و خروج تام از آن يافت . و ايضاً در حماى غب خالصه نظر كنند اگر مريض قوى و طبيعت قبض و زمانه تنقيهء او بعيد باشد اسهال به آب فواكه بارد كنند يا نقوع هليله و غيره كه از محمد زكريا در قول جرجانى مسطور شد به كار برند . و اگر نوبت بصبح باشد ماء الشعير بشب بنوشند چه اگر قريب نوبت دهند آن را قى كند و غذا به بقول بارد سازند و مزوراتى كه در آن شيرينى و ترشى باشد و نان سميد محلول در آب مصبوغ در آب انار ميخوش و شكر بخورانند و پوست جو را در آب گرم تر كنند و بگذارند تا سرد گردد و بعده به آب سرد شسته با شكر بنوشند . و اگر غذاى قويتر خواهند زيرباج يا عدسيهء مزوره بكدو و سركه و شكر و روغن بادام بلازعفران و يا سنبوسك به اسفاناخ و كدو به طريق مزوره و كاهو و شاخهاى چقندر مسلوق به روغن بادام يا روغن كنجد شيرين يا بسماق ترش كرده يا مصل و بادام سوده آميخته و يا مزورهء ماهى كوچك و كدو و شاخ خرفه و يا سركه و بادام خورانند و از لحوم اجتناب نمايند و از مغزها خيار و بادرنگ بخورند و ماء القرع و آب هندوانه بجلاب و سكنجبين دهند تا تعديل مزاج كنند و ليكن تبريد و تطفيه قدر حرارت حمى بايد . و اگر طبيعت از خود دو سه مجلس هر روز آيد مسهل ندهند و سائر تدبير به عمل آرند و بدل آبهاى مسهله آب انار ميخوش بلعاب اسپغول هر شب بنوشانند و بر جگر او در شب و در اوقات خلو شكم خرقه در صندل و گلاب تر كرده سرد ساخته بر نهند و وقت غذاى او قبل نوبت بسه ساعت و بعيدتر از آن نيز و نه كمتر از دو ساعت مقرر سازند زيرا كه اگر بقرب نوبت باشد تب قويتر و گرمتر گردد و در ايام راحت و بعد انحطاط حمى از جميع اشياى مسخن از اغذيه و تعب و سهر و حمام و نشستن در آفتاب حذر كنند . و اگر تب با التهاب و حرارت شديد باشد و نوشيدن ماء القرع يا ماء الخيار يا آب هندوانه يا لعاب اسپغول به آب انار ميخوش يا جلاب تكثير نمايند و ماء الشعير بسيار دهند . و اگر روز دراز يا در غذا كمى باشد بار ديگر ماء الشعير بنوشانند و قرص كافور هر روز سحرگاه قبل از ماء الشعير به قدر دو ساعت به سكنجبين ساده بخورانند و اگر تشنگى و سوزش سخت باشد اين حقنه كه مسكن عطش و مطفى لهيب است به عمل آرند : صفت آن بگيرند ماء الشعير دو اوقيه لعاب اسبغول يك اوقيه روغن كدو يا روغن گل خام يك اوقيه سفيدى بيضهء خام دو عدد همه را با هم آميخته بدان حقنه كنند . و هرگاه تب مفارقت كند و نوبت نكند بر همين تدبير سه روز بمانند بعده بچهء مرغ و بزغاله بخورانند بعد از آن به عادت او رد كنند . [ خضر ] خضر گويد كه در وقت نوبت نقوع عناب و آلوى بخارا بشربت نيلوفر شيرين ساخته بنوشانند . و استاد من گفته كه واجب است احتراز از آنكه محكوم را نوبت ملاقى شود و معدهء او خالى باشد پس قبل از وقت نوبت شش ساعت غذا دهند تا وقت نوبت غذا هضم شود و قوت وقت جهاد او قوى باشد و در آن وقت باغتذا محتاج نبود و همچنين است امر در سائر حميات نابغه پس اگر غلطى افتد و غذا بقرب نوبت داده شود قى كنند به آب نيمگرم كه سكنجبين در آن حل كرده باشند و بعد قى تسكين نمايند و خواب آورند